سومین ویزیت بارداری ...
سلام سلام قند و عسل ![]()
اول اینکه ببخشید که گاهی تنبلی میکنم تو آپ کردن وبلاگت ، دست خودم نیست مامان ، گاهی حالم خوب نیست و واقعا نمیتونم ... شما خودت که اون تو تشریف داری بهتر در جریان اتفاقات داخلی ای که حال مامان رو بد میکنه هستی ! 
سه شنبه 7 اسفند رفتم برای دومین ویزیت بارداری ... خانوم دکتر سونو و آزمایشم رو دید و خدا رو شکر گفت همه چی خوبه
عدد ریسکم هم 1:10000 بود و low risk ... خدا روشکر ![]()
فقط ...بازم وزن کم کردم
به خانوم دکتر گفتم خودم حس میکنم اوضاعم بهتره پس چرا بازم وزن کم میکنم آخه ؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!
خانوم دکتر گفتن اوضاع نی نی خوبه ، نگران نباش ... ![]()
این وزن کم کردن تو ماه های اول تقریبا معمولیه و اتفاق میافته ، فقط داروهات رو بخور و مواظب رژیم غذاییت هم باش ...
برای سوزش معده مامان هم شربت آدی ژل داد ...
برام سونوی آنومالی هم نوشت با تعیین جنسیت که بیام همه اعضای بدنت رو آقای دکتر چک کنه و ما هم دوباره روی ماهت رو ببینیم ![]()
راستی به خاطر اینکه جفتم هنوز هم جلوئه و هم پایین ، بهم اجازه سفر با ماشین _ البته مسافرت طولانی _ رو ندادن ![]()
بشتره ناراحتیم به خاطره اینه که دوست داشتم خودم و بابا خبر حضور شما رو به مامان بزرگ (مامان بزرگ بابا ) بدیم که اصفهانن ... اما فدای سرت ، همینطوری به استراحت ادامه میدم تا جناب جفت تشریبفشون رو ببرن بالا و پشت !!
اما دو تا سفر اجباریِ نسبتا نزدیک دارم ، که آروم میریم و مرتب هم بین راه نگه میداریم تا شما اذیت نشی ... یکی دو ساعت بیشتر راه نیست ...
یکی فردا دوشنبه 12 اسفند ، که باید برم مدرکم رو بگیرم ، که اگر نرم دیگه از مامانِ مهندس خبری نیست 
بعدی رو هم چهارشنبه ، 14 اسفند ، روز تولدم
که میریم خونه مامان و بابایِ بابا ( که هنوز نمیدونم قراره چی صداشون کنی ) تا بهشون خبر حضور شما رو بدیم و خوشحالشون کنیم...
انشاالله که مشکلی پیش نمیاد ....
فقط سفت مامان رو بچسب و سر سر جات بمون فرشته ی من ...


سومین ویزیت بارداری ...
